تبليغاتX
یا علی
 
یا علی

صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
به نام خداوندمیخک ها

روي جزوه يكي از دانشجويان ديدم كه نوشته بود: اگر خدا روي زمين زندگي ميكرد مردم پنجره هاي خانه اش را مي شكستند وقتي با خودم فكر كردم فهميدم واقعا خدا خيلي سرش شلوغه وخيلي مهربون و بزرگ كه به كاراي همه رسيدگي مي كنه بعضي موقع  ها دوست دارم خدا رو با تمام وجود دراغوش بگيرم وفرياد بزنم خداجون دوستت دارم به خاطر همه اون چيزايي كه دادي و اون چيزايي كه ندادي .                                                                                                         

باران جون دوست خوبم درد ودلش با خدا رواينجوري گفته:

 

خدایا در تنهائيم بتو پناه می برم از بدیها ...خدایا در پیاده روهای زندگیم گاه وبیگاه دلم لرزیده ...گاه گاه پاهایم توان رفتن را از دست داده اند اما هربار تو خود مرا از زمین بلند کردی ...دستهای خسته و ناتوانم را گرفتی اما من بازهم تورادریادم تنها گذاشتم .

 

خدای خوبم باز هم با دستهای خالی اما نیازمند بسویت آمدم تا بار دیگر مرا ببخشی ودر رحمتت رابرویم بگشایی .

 

خدایا دوستت دارم چون دوست داشتنی ترینی وبتو دلدادهام چراکه میدانم تو تنها دلبری هستی که در کارت بی وفایی نیست .

 

خدای خوبم میدانم که توشاهد و گواهمی که همیشه بایاد توبودم .در خوشیها و ناخوشیهایم ...درامیدها و ناکامیهایم بتو پناه بردم ...پس بدان و آگاه باش که چشمانم دل به کرم تو بسته اند، ای مهربانترین .

 

خدای من ...ناراحتیهایم بهانه ایست با تو بودن ودرتنهائیم به دنبال بهانه ای هستم که هرگزمرا از تو جدا نکند .

 

خدایا حاجتی نهفته در تنهائیم دارم و از تو میخواهم آنرا به من هدیه کنی !

 

شما هم اگه مايليد مي تونيد درد ودلهاتون رو با خدا بنويسيد تا ماهم از خواندن حرفاي عاشقونتون با خدا لذت ببريم.

يا حق

 



یکشنبه بیست و سوم تیر 1387-7:2 بعد از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
ادامه مطالب قبلی

واما عشق:

دو نفر از همراهانمون مطالبشون رو بعد از آپم در رابطه با نظر خواهی عشق بیان کردند. من هم دلم نیومد از اونها صرف نظر کنم. من هم تصمیم گرفتم نظرشون رو تو آپ جدید بزنم. چون فکر کردم اگه تو آپ قبلی بزنم متوجه این  دو نظر جدید نشند . در ضمن ازشون عذر خواهی می کنمک اگر نظرشون رو دیر ثبت کردم. مطمینم اونقدر بزرگوارند که منو می بخشند.ممنونم .

علیرضا دوست خوبمون می گه:

عشق در لحظه پديد مي آيد، دوست داشتن در امتداد زمان
عشق معيارها را در هم مي ريزد ، دوست داشتن بر پايه معيارها بنا مي شود
عشق ويران کردن خويش است و دوست داشتن ساختني عظيم
عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي کشد، دوست داشتن از شناختن سرچشمه مي گيرد
عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين طبيعي است
عشق فوران مي کند چون آتشفشان و شره مي کند چون آبشاري عظيم
دوست داشتن جاري مي شود چون رودخانه بر بستري با شيب نرم
عشق ، دق الباب نمي کند ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست
درويش نيست،حسابگر نيست ، سر به زير نيست ، مطيع نيست
ديوار را باور نمي کند ، کوه را باور نمي کند ، گرداب را باورنمي کند
زخم دهان باز کرده را باور نمي کند ، مرگ را باور نمي کند
*****************************************************************
عشق و دوست داشتن ، اين دو يکي نيست ... اشتباه نشود !
عشق همان دوست داشتن نيست
عشق رويائي است و دوست داشتن دنيائي
دوست داشتن با عشق مقايسه نمي شود ، که اگر بشود از بين خواهد رفت
عشق خلقت خداست و دوست داشتن خلقت عقل و دل انسان
عشق همچون خدا يکي است و براي هر انسان مي تواند به تعداد انسانهاي ديگر باشد
جدائي براي عشق مرگ است در حالي که دوست داشتن مي تواند براي مصلحت ديگري جدائي را تصميم بگيرد
عشق روحاني است ولي دوست داشتن جسماني ، جسم ميميرد ولي روح جاودانه است
کسي نمي تواند عشق را کنترل کند چرا که در عشق عقلي نيست
عشق را معني کردن گناه است چرا که در لغات ناچيز زبان نمي گنجد
معني کردن آن برابر با محدود کردن آن است ، ولي دوست داشتن محتاج معني کردن آن است
دوست داشتن با دل انسان است ولي عشق با جان
عشق غرور را از انسان مي زدايد ولي دوست داشتن با غرور رشد ميکند

ولی عشق همان زندگی است و دوست داشتن همان عشق ، اگر که از خود رها باشیم

Love is sacrosanct word , Dont use anywhere
عشق واژه مقدسي است ، هركجا استفاده نكنيم !
******************************************************************
عشق از دوست داشتن پرسيد فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يك سلام شروع ميشوم و تو با يك نگاه. من با يك دروغ از بين ميروم و تو با مرگ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مطالب خیلی خیلی زیبایی بود وتفاوت عشق و دوست داشتن رو به زیبایی بیان کردی.پس چه خوبه با این تعاریف عاشق خداشیم ودوستدار خلایق او چذا کهعشق خدا محبت به خلق رو در دلمون زنده می کنه.

آقا کیوان دوست دیگرمون می گه:

 1. به نظر من عشق واقعی و پاک عشقی به دور از هوس نیست. شاید خیلیها با من مخالفت کنن اما خیلیها از روی هوس به طرفشون عشق نمیورزن و واقعا رابطه جنسی رو وسیله ای میدونن برای ازدیاد عشقشون. عشق پاک و واقعی عشقیه که تو بتونی تمام رسوم و آداب عشق رو بجا بیاری که به نظر من مهمترینش وفاداریه.
2.من خودم به شخصه عشقی رو دوست دارم که قبل ازدواج شروع و در بعد ازدواج هم جریان داشته باشه با همون قدرت و آتش قبلی اما اصولا چون یه همچیت عشقی نادره به نظرم عشق بعد ازدواج خیلی بهتر و منطقی تره.
3. افراد وقتی عاشق هم میشن اصولا در 6 ماه یا 1 سال اول عشقشون با همدیگه هیچ مشکلی ندارن و تو این بازه زمانی فکر میکنن که عشقشون واقعیه اما بعد از 1 سال یه 6 ماه که مشکلات بهشون رو میاره و شاید هم از همدیگه خسته میشن و مهمترین اصل عشق یعنی وفاداری رو زیر پا میزارن اونوقت میفهمن که عشقشون واقعی نبوده. عشقی واقعیه که بتونن با تمام مشکلات در کنار همدیگه مبارزه کنن و هیچ موقع حتی برای یکبار فکر جدایی یا رفتن با کس دیگه به سرشون نزنه. اینم از نظر من خیلی مهمه که عشق نباید حصار ایجاد بکنه. اگه این اتفاق بیفته مطمئن باشید اون عشق سر انجامش جدائیه. حس اعتماد در طرفین نسبت به هم یکی از اصول پایداری در عشقه.

4. اونایی که عشقشو به جدایی ختم شده من معتقدم که باید تجربه کسب کنن. مشکلات عشقشون رو بررسی بکنن و اگه ایرادی از طرف خودشون بوده حتما در اصلاح اون بکوشند. این خیلی کمک میکنه تا عشق بعدیشون یا حتی اگه دیگه عشقی نمی خوان در کار باشه برای ازدواجشون بتونن عشقی پایدار تر از قبل بسازن.
5.آره برای زندگی عشق یکی از شرایط اصلیه زندگیه و طرفین یک زندگی زناشویی باید عاشق هم باشن. حتی اگه در اول ازدواج و زندگی نیستند باید بعدا این عشق ایجاد بشه وگرنه حتما دچار مشکل خواهند شد چرا که ایثار و گذشت و محبت همه و همه که از اصول یک زندگیه از عشق سرچشمه میگیره با نبود عشق اونها هم نیستند.
6. این که چند درصد رو باید عشق قرار بدیم یک مقیاس مشخص نیست و کاملا فردیه و خود دو طرف نتیجه میگیرن. نمیشه گفت که عشق هم در لا به لای بقیه موارد زندگی مثل پول, یا ... هست. به نظر من اینا هرکدوم در زندگی جایی برای خودشون دارن و در کنار هم هستند. همه مهمن و هیچ کدوم مقیاس بیشتری نداره اما من خودم شاید در زندگی در قسمت عشقش بتونم تا 60 70% رسم عاشقی رو به جا بیارم.

اما این نکته خیلی مهمه که عشق یه واژه فوق العاده مقدسه. همه جا بکار نمیاد و به هر رابطه ای عشق نمیگن. خیلی از چیزایی که ما امروزه میبینیم شاید بشه اسمشو گذاشت یک وابستگی. حالا این وابستگی در بعضی موارد خیلی شدیده و در بعضی کمتر. عشق فرای این حرفاست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ممنون که نظر دادی. منم با هات موافقم با ملاک وفاداری و اعتماد.موفق باشی.



یکشنبه نوزدهم خرداد 1387-5:1 قبل از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
عشق

به نام خدا

اولا من عذر خواهي ميكنم اگر كه اين بار دير آپ كردم به هر حال مسأله هاي زندگي است و شايد حل كردن مسأله زمان ميبره و بايد بعضي كارا رو به بعد موكول كني. الان هم كه مي خوام آپ كنم شايد ازخيلي كارا روعقب بمونم .اما تو آپ قبلي گفته بودم كه جواباتون رو د ر مورد سؤال ها تو آپ بعدي مي زنم  و من هم جواباي شما دوستاي گلم رو هم دقيقا باهمون جملات تو اين آپم زدم در ضمن از همه ي شما دوستاي گلم هم بخاطر همراهي تون تشكر مي كنم . اما تارا جون دوست خوبم گفته بود چه اهميتي داره اين كارا، آيا اهميتي بيش ازاحساسات  دوستاني را مي خواهي كه بخاطر جدايي از

 نظر رو حي رنج كشيده اند و  اين رنج بر تمام زندگي اونها و حتي رفتاراشون تاثير گذاشته  و شايد چيزي كه باعث شد من چنين كاري را بكنم همين مسأ له بود.

در ضمن می خواستم قبل از هر چیز از یکی از دوستان به نام سعید(سعید پاکدامن) که صحبتاش  به من انرژی فوق العاد ه ای داد تشکر کنم

امید وارم که هر چی تو دلشه خدا  بهش بده. به وبلاگش حتما سر بزنید. احساسات پاکی داره.

سو الات:

1.     به نظر شما عشق واقعي و پاك چه جور عشقيه؟

2.     عشق قبل از ازدواج رو مي پسنديد يا بعد از ازدواج؟

3.     چرا همه فكر مي كنند عشقشون واقعيه اما بيشتر اون عشقا به جدايي ختم ميشه؟

4.     اونايي كه عشقشون به جدايي ختم شده چه كار بايد انجام بدند؟

5.     آيا براي زندگي عشق شرط اصلي زندگيه وبراي ازدواج حتما بايدطرفين عاشق هم باشن؟

6.     چند درصد از زندگي رو بايد عشق قرار بدهيم شخص شما چند درصد زندگيتون رو به عشق اختصاص دادين؟

 

 

 

آقا اميرمي گه:

1- عشق پاک عشقیه که با دروغ شروع نشه...
2- به نظر من هردوتاش قشنگه...
3-.....................
4-باید خودشون رو سرگرم کنندتا اون جدایی از یادشون بره و هرگز به سمت اون برنگردن و چیزهایی که اون شخص رو به یاد اون جدایی میندازه از خودشون دور نگه دارن و تا حد امکان سمت اون نرن
5-به نظر من باید به هم یه علاقه ای داشته باشن تا بتونن زیر یه سقف زندگی کنن و عششق زیاد از حد هم مشکلاتی رو به همراه داره که من امید وارم برای هیچ کس پیش نیاد
6-من به شخصه 30 درصد از زندگیمو به عشق و عاشقی اختصاص دادم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ممنون از نظر زيبا وبه جاتون

 

يه تكه نان مي گه:
به اعتقاد بنده عشقی که توی یه لحظه ویک نگاه بوجود میاد توام با هوس هستش یا بهتر بگم از روی ذات آدمی هستش(حالا غریزه یا فطرتشو کاری نداریم) زیرا انسانها زیبایی رو دوست دارن وسریع جذب زیبایها میشوند واین ظاهر قضیه است
همینکه به معشوق (کمال زیبایی) رسیدن دوحالت پیش میاد که بستگی به شانس یا قسمت طرف داره
1. اینکه معشوق فقط زیبایی ظاهری داره که با گذشت چند ماه اول زندگی برای عاشق یکنواخت میشه واون لذت قبلی رو نداره واونو از لحاظ عاطفی ارضائ نمیکنه که عواقبی چون طلاق یا دلزدگی از زندگی پیش میاد
2- اینکه معشوق علاوه بر ظاهر زیبا دارای باطنی زیباست که این مهمترین زیبایی برای انسانها به شمار میاد که همین زیبایی باطن( اخلاق خوب انسانی مثل ادب ومتانت. راستگویی. حسن خلق.و...) در طول زندگی به کمک ما میاد وعشق رو دگرگون میکنه وانسان به عشق واقعی میرسه

به نظر من عشق اولیه استارت زندگیه اما نمیتونه تداوم زندگیرو داشته باشه
شاید خیلیها توی زندگیشون عشق اولیه رو نداشته اند اما بعدها با شناخت از هم عاشق میشن چون لازمه عشق واقعی شناخت از همدیگه هستش

دیگه اینکه زندگی بدون عشق بی معنیه چون چیزیکه زندگیرو توی سختیها نگه میداره عشقه ( به همسر به بچه)
زندگی واقعا پیچیده است نمیدونم چرا دخترا همیشه دوس دارن از طرف همسرشون جمله های دوست دارم وفدایت شوم بشنون نمیدونم چرا نمیتونن این عشقو توی محبت خالصانه همسرشون ببینن
شاید از دید همه زنها باشه شاید هم نه . اما آنچرا که من احساس کرده ام وزندگیم را از دست داده ام همین ظاهر بینی ونداشتن چشم بصیرته که فقط عشق کلامی ومحبت کلامی رو دوست دارن شاید من اشتباه میکنم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اين جملتو واقعا قبول دارم لازمه عشق واقعي شناخت از همديگه هستش

در ضمن دوست خوبم من به شما اين اطمينان رو مي دم كه زندگي را از دست نداده اي واين تصور اشتباهي است كه تو خود براي خود ترسيم كرد ه اي.شايد در قسمتي از زندگيت زيبا عمل نكرد ه اي و اين اتفاق ممكنه براي هر كسي بيفته . آيند ه اي در انتظار توست كه اگر بخواهي وفقط اگر بخواهي مي تواني به بهترين نحو ازش استفاده كني و لذت ببري. پس پيش به سوي آيند ه اي زيبا

 

آقا ميلاد(تسليت قلب صبورم) مي گه:
عسق واقعی عشقیه که دوطرف حاضر باشن به خاطر عشقشون جون بدن
عشق باید قبلو بعد از ازدواج باشه
اخه با مشکلاتی که تو این دور و زمونه هستم نمیشه تا پایان رفت
نمیدونم
به نظر من زندگی بدون عشق مرگ است
100

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ممنون از نظر زيباتون . من فكر مي كنم اگر در صد عشق رو كمي كمتر كني  و در كنار عشق ملا كهاي ديگري رو هم همچون اخلاق و.... قرار بدي. مي تونيعشق با حال تري رو تجربه كني. مرسي

 

شقايق دوست خوبم

به نظر من عشق واقعی عشقه که عاشق معشوق رو برای خودش دوست داسته باشه نه اینکه دوسش داشته در ثانی دوست داشتن خیلی بهتر از عشق هست
اگه عاشق فقط بخواد معشوقش رو به دست بیاره این عشق نیست خودخواهیه وقتی هم به دستش اوورد ازش دلسیر میشه و میشه طلاق یعنی یه جورایی برای ارضای نیاز های خودش اونو میخواد و وقتی ارضا شد میندازتش بیرون
ولی اگه به خاطر خودش دوسش داشته باشه حتی اگه بهش نرسه هم براش مهم نیست مهم خوش بودن عشقش هست
زندگی با عشق خیلی قشنگه اما اگه عشق واقعی و از ته قلب باشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنونم از تو كه هميشه همراهيم كردي  تو رو كه مي دونم عاشق نشدي  پس همين طور كه قبلا هم بهت گفتم عشق رو بذار بعد از دواج به همون دلايلي كه قبلا باهات در موردش صحبت كردم.

 

نازي جون كه واقعا دختر خيلي ناز وگليه مي گه:

  1. به نظر من عشق واقعي اينه كه تو خراب طرف باشي .... يعني خراب مرام واخلاقشو... اينا
  2. عشق بايد همواره باشه.
  3. اخه بايد خودشون رو تحويل بگيرن....اگه خودشون به خودشون اعتماد نكنن كه نميشه....ها
  4. بايد دنبال دليل باشن
  5. مي گم كه.... عشق همواره بايد باشد.
  6. 50 درصد عشق 50 درصد عقل

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرسي گلم از اينكه نظر دادي

 

آقا حميد(هاموست) مي گه:
1.عشق واقعی عشقی هست که یکی رو پرستش کنی،و با یاد اون به آرامش برسی؛و بهترینهای دنیا رو واسش خواستار باشی.و در کل یکی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی.
2.خوب اول که لازمه ی عاشق بودن واقعی دوست داشتن هست ؛ اگه یکی رو قبل ازدواج دوست داشته باشی حتما بعد ازدواج عاشقش می شی . ولی در کل من مخالف رسم قدیم هستم که تو 10 روز یه پسر با یه دختر ازدواج میکنن.فعلا که رسم اینه که تو شهرهای بزرگ اول دوستی قبل ازدواج ، بعد ازدواج * و تو شهر های کوچک همون مثله قدیم ؛ لیست واسه پسر میآرن میگه یکیش رو انتخاب کن * مامان پسره می شه بوتیک دار و دختر ها هم میشن انواع لباس ؛ بعد اینکه ازدواج هم کردن چه عاشق بشن چه نشن با هم می سازن و می سوزن بعد هم می شن الگو بقیه.

3. اول از همه که کی گقته بیشتر عشقها به جدایی ختم میشه ؟؟
ولی در مورد بعضی ها هم دلیل های متفاوتی داره؛یکی کمبود محبت داشته رفته به خاطره رفع نیازش به خیالش عاشق شده یکی هم همون هوسی که میگن داشته ودر هر دو صورتش چون هم محبت و هم هوس برد کمی داره؛ و نیازهاشون در زمان کمی رفع می شه , حالا هم این می تونه از طرف پسر باشه هم دختر. بعدش می فهمه که نه اصلا دوسش داشته نه عاشقش بوده.
4.تا یه مدت دپرس باشن . بعدش برن خودشون رو بیشتر بشناسن .
5.برای یک زندگیه خوب آره ولی برای یک زندگی معمولی نه.
6.کلا اینجوره:
سهمیه عشق * دوست داشتن * ظاهر * پول * خانواده & در یک زندگی به نظر من:
قبل ازدواج: عشق=50% *دوست داشتن=5%*ظاهر=30%*پول=10%
و خانواده=5%
حالا بعد ازدواج= عشق=5% * دوست داشتن=50%*ظاهر=5%*پول=30%*خانواده=10%

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو ديگه خيلي عاشقي بابا اميد وارم به عشقت برسي.

يعني چي دخترا ميشن لباس!!!!!!!!!!!

 

غريبه(قبله معشوق) مي گه:

1- عشق صادقانه
2- هر دوش . بستگی داره به خود آدم و طرفش
3- چون ( البته من این جور فکر می کنم )خیلی ها فرق عشق رو با عادت نمی دونن . بعد یه مدت براشون تکراری می شه
4- فکر کنن که چرا ؟
5- بازم بستگی داره به خود آدم و طرفش
6- همون جوری که گفتم این هم بستگی داره . من 60 درصد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از اينكه منو با نظر تون همراهي كردي واقعا سپاسگذارم

 

علي آقا(علي درارا) داداش خوبم مي گه:

عشق یعنی :

ع لاقه_ ش دید _ق لبی

منظورتون از سوال شماره ی 5 چیه ؟
مگه هرکی به یکی یا چیزی عشق می ورزه باید باهاش ازدواج کنه؟
درسته که تا صحبت از عشق میشه فوری فکر و ذهن میره به طرف عشق مادی بین دو جنس مخالف ولی نباید از یاد ببریم که عشق اصلی خود خداست و بس
ولی واسه سوالتون باید بگم که واسه ازدواج عشق کیلوی چند

عشق در صورتی خوبه که از طرف دوتا باشه نه مثل من فقط از طرف یکی باشه و باهاش بسوزه و اون طرف هیچی نفهمه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوب منظور من هم عشق بين دو جنس مخالف بود اما واقعا عشق اصلي خداست پس  خدايا توفيق عشق ورزيدن به تو كه نهايت عشقي ، به همه ما ارزاني فرما... آمين

نمي فهميدم داداش من هم عاشق شده ... خوب چرا اين موضوع رو با طرف در ميون نمي ذاري؟از من ميشنوي برو بهش بگو و اگر مطمين شدي كه اونم دوست داره برو خاستگاريش باور كن اين بهترين راهه  اگر هم  احساسي به تو ندارد پس ديگه بهش فكر هم نكن اينو خواهرانه گفتم.

 

آقا بهنام مي گه:


اما.براستی عشق چیست؟
عشق
رسیدن به درکی چنان کامل است که خود را پاره ای ازدیگری بدانی او را بپذیری آنگونه که هست و نه به گونه ای که تو می خواهی
عشق سر چشمه پیوند است.
عشق
اطمینان از آن است که دیگری همیشه و در همه حال با توست
گرچه در فراق دوست .او را خواهانی.
اما در دل همیشه با توست.
عشق سرچشمه امنیت است.
آری.عشق خود سرچشمه ی حیات است!
تنها وظیفه انسان عشق ورزیدن است!
عشق را از عشقه گرفته انذ!
و عشقه آن گیاهی است که در باغ پدید آید در بن درخت.
اول بیخ دز زمین سخت کند.
سپس سر بر آورد و خود را در درخت پیچد.
و همچنان می رود تا جمله درخت را فرا گیرد.
و چنانش در شکنجه کشد که نم در میان رگ درخت نماند.
و هر غذا که به واسطه آب هوا به درخت می رسد به تاراج میبرد تا انگاه که درخت خشک شود!
همچنان است در عالم انسانیت که خلاصه ی موجودات است.!
از شبنم عشق خاک آدم گل شد**شوری برخاست و فتنه ای حاصل شد*
سز نشتر عشق بر رگ زدند**یک قطره ی خون چکید و نامش دل شد*
***
عاشق بودن
همان است که بدانی دیگری کامل نیست.
بتوانی بخش های نا زیبا را ببینی ولی
بر بخش هایی که دوست می داری تاکید کنی
و شادمانه هر دو را بپذیری.
یادت باشه!اگرعاشق باشی و عشق ذر وجودت لانه کند دیگر جایی برای خشم و کینه و عداوت باقی نخواهد ماند!
عشق یعنی یلفتن بهشت در روی زمین!عشق حقیقی یعنی:حرکت عمودی از خاک به ملکوت که آن را سفر دل نامند.عشق مجاری یعنی حرکت افقی در روی زمین که آن را سفر گل نامند.
عاشق باشید!عاشق باشید!و عشق بورزید.اما هیچ گاه احساس را با غریزه اشتباه نگیرید!
فرق بین عاشق و غریزه طلب به نازکی یک پوست پیاز است!!مواظب باشید سر نخورید!
عشق یعنی ایثال!
فاش می گویم و از گفته خود دل شادم**بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم*
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چقدر جوابت عالما نه بود . واقعا  حال كردم . نكته ها ي زيبايي داشت.... ممنونم

وب سایت

آقا ايمان(ايماكس) مي گه:

-         عشقی که 2 طرف واقعا همدیگرو بخوان . واسه خودشون نه واسه پول و ....
2- قبل از ازدواج
3- چون عشقی که فکرشو میکردن یه طرفه بوده . از یه سمت داغتر میشده و از طرف دیگه روز به روز سردتر .
4- باید از تجربه گذشته استفاده کنن و در موارد بعدی درست تصمیم بگیرن .
5- موارد زیادی بودن که بعد از ازدواج عاشق هم شدن . ولی به نظر من قبل از ازدواج عاشق باشن بهتره .
6- فعلا نمیتونم اظهار نظر کنم . شرمنده .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گر چه خيلي دير جواب سوالامو دادي اما بازم ممنونم

 

علي آقا(گل زرد) مي گه:

من اصلاعاشق نشدم که به خوام نظر بیدم ولی عاشق بودن کار هر کسی نیست من فکر می کنم اگه همدیگرو دوست داششته باشین بهتر هست اول دوست داشتن بعد عاشق شدن
اونایی که فکر می کنن عشق واقعی دارن همش دروغ هست فقط طرف مقابل رو برا هوس می خوان برای همین هم به جدایی میکشه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از اينكه قابل دونستي ونظر دادي ممنونم

 

رها جون مي گه:


به نظر من عشق روح آدم رو زنده می کنه گل امید و تو دل آدم می شکفونه حتی اگه آخرش وصال نباشه حتما بهتر زندگی کردن رو به آدم یاد میده( این جواب سوال 1) اما نه همه ی عشقا فقط عشق پاک و واقعی هست که این خصوصیت رو داره درباره سوال 2من ترجیح می دم که اول عشق باشه بعد ازدواج تا اینکه اول ازدواج باشه بعد منتظر باشیم که عشقی به وجود بیاد یا نیاد درباره سوال 3و4 باید بگم که عشق ها که نباید حتما آخرش وصال باشه پس درباره کسی که فکر می کنه باید حتما به عشقش برسه باید بگم که اون فرد هنوز تعریف عشق رو نمی دونه پس همون بهتر که نرسه سوال 5 به نظر من دردناکترین عشق عشق یک طرفه هست چون فقط یک نفره که باید بسوزه و بسازه پس بهتره عشق دو طرفه باشه من اینجور می پسندم به نظر من عاشق واقعی کسیه که تمام زندگی شو عشق ورزیدن به یک نفر قرار بده در غیر این صورت اون احساس عشق نیست عادته یا وابستگیه شخص مورد نظر من ادعاش می شد اما هیچی از عاشقی و راه و روشش بلد نبود منم الان فراموشش کردم
اینم نظر دیگه نگی نظر ندادی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من كه مي دونم براي چي دير نظر دادي و منتظر چي بودي  ولي به رو ي خودم نميارم اخه من خیلی خوبم

 

 آقا میلاد می گه:

1- عشقی که به خدا ختم شه حالا بخواهد هر عشقی باشه.
2- قبل از ازدواج. چون بدون توقع هستش و خالص خالصه.
3- چون فکر میکنن عاشقن. بابا عشق داریم تا عشق. ما پسرها که هر دختری را میبینیم عاشقش میشم باور کن

4- اینو تجربه ندارم. نباید به جدایی کشیده شه. البته نمیشه... نمیدونم

5- اینو خیلی پایه هستم. نمیدونم منظور شما از عشق همون ازدواجه یا چیز دیگست؟ منظورم رفاقت نیستا... انسان باید همیشه عاشق باشه تا بتونه زندگی کنه وگرنه کلاش پس معرکست. برای ازدواج هم خیلی مهمه که طرفین عاشق باشن.
6- من همه ی زندگیم عشقمه. 100%

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ممنون از همراهیت اما چرا با دیدن هر دختری عاشق میشید آیا این عشق هست ؟

 واما نظر خودم در رابطه با سوالات:

1-     اگه تونستي عاشق خدا بشي وخدا رو با تمام وجودت حسش كني اون موقع خدا بهت عشق زميني  وپاكي رو بهت هديه مي ده كه حتي تصورش هم برات سخته  در ضمن عشق واقعي عشقيه كه تو رغبت نكني حتي به ديگري فكر كني وباعث پيشرفت تو در مسير زندگي و معنويات بشه .

2-     من عشق رو بعد از ازدواج مي پسندم و طبق جمله ي عاقلانه ازدواج كنيد وعاشقانه زندگي كنيد رفتار مي كنم.

3-     به نظر من عده اي عشق رو با غريزه و عادت اشتباه مي گيرند همه ما به دليل غريزه ا ي كه داريم در مقابل جنس مخالف(با كمترين غفلت) احساسي در ما بوجود مي آيدكه عد ه اي آن را عشق مي نامند و شايد همين احساس باعث مي شود كه چشمها رو به روي خيلي از ارزش هايي كه بايد طرف مقابل داشته باشد مي بنديم و آنها را در نظر نمي گيريم اما بعد از مدتي كه به خود  آمديم و عاقلانه فكر مي كنيم متوجه ميشويم كه شرايطي كه ما در نظر داريم او دارا نيست  وهيچ راهي جچز جدايي نمي باشد پس اول شناخت بعد عشق.

4-     اما توصيه به كسايي كه عشقشون به جدايي ختم شده و مي ذوننم كه آدم رو داغون مي كنه: فراموش كردن غير ممكنه اما مي توان با اين موضوع كنار اومد و حتي بي تفاوت شد كه 3 عامل تو اين زمينه مي تونه كمك كنه كه به ترتيب عبارت است از:1-خدا2-خودت3- زمان

خدا: الا بذ كر الله تطمين القلوب وتنها خداست كه غير ممكن ها رو ممكن مي سازد.

            خودت: بيشترين تاثيري كه مي تواند برتو بگذارد تو هستي خواستن توانستن است اگر بخواهي مي تواني آرامش دروني را به خودت باز گرداني و خودت را با چيزايي كه مي داني قانع مي      

             شوي قانع كني جملات مثبت به خودت تلقين كن و يا دآور شو كه زندگي مال توست و تو بايد ازش بهترين استفاده روببري. با استفاده از تجربيات گذشته حال را  به زيبايي ترسيم كن چرا  

             كه حال  گذشته ي آينده هست پس در آينده با افتخار از گذشته ي خود ياد كن.

            زمان: گذشت زمان و كسب تجربيات و مشغول شدن با فعاليت هاي زندگي باعث ميشه كه آدم بتونه با مسايل راحت تر كنار بياد و اونها رو بپذ يره.

      اما يه تصور اشتباهي كه وجود داره ايننه كه فكر مي كنند راه خلاصي از درد هجران، ايجاد رابطه ي عاشقانه ديگر است كه اين نه تنها سود بخش نيست بلكه درصد اين كه بار ديگه 

       جدايي عشق رو تجربه كنه زياده زيرا1) شخص فقط به دنبال ايجاد رابطه است و به شناخت تو جهي ندارد2) هنوز با خاطرات گذشته كنار نيومده وبر روي رفتار او تاثير مي گذارد.  

      5-عشق شرط لازم زندگي است اما كافي نيست.

6-به نظر من بايد 50 در صد زندگي عشق باشد چرا كه زندگي بدون عشق كسل كننده و تكراري است.

 

 

در آخر مطالبي كه از كتاب پاسخ به پرسش هاي جوانان(جلد اول)، مولف:اسد الله محمدي نيا ؛ جمع آوري كردم  براتون نوشتم:

 

 

رابطه دختران وپسران قبل از ازدواج چه اثراتي در پي دارد؟

1.  ايجاد جو بد بيني: اين دوستي ها نه  تنها مشكلي را  براي دختر ان وپسران حل نمي كند بلكه بر مشكلات آنها هم مي افزايد.زيرا بسياري از اين دوستي ها به ازدواج نمي انجامد،بخاطر اينكه بيشتر براي تفنن  و سر گرمي است.وقتي جنبه سر گرمي داشت نه تنها شعله غريزه جنسي را تا حدودي كم نمي كند، بلكه بر اضطرلب دختر وپسر جوان خواهد افزود.چون بسياري از اين دوستي ها با ترس ودلهره است.از طرفي جواني كه مي خواهد آن دختر را به عنوان هنمسر بر گزيند،پيش خود فكر مي كند كه اين دختر وقتي به راحتي با من رابطه نامشروع بر قرار كرد، پس از اعتقاد وايمان قوي بر خوردار نيست. بنابراين همانطوري كه بامن دوست شد،از كجا كه در آينده با اينكه همسر من است با ديگري ارتباط بر قرار نكند وهمين فكر را دختر نسبت به دوست پسرش دارد.بر همين اساس بسياري از اين گونه ازدواج ها ،از پايه متزلزل است و طلاق در اين نوع زندگي ها بيشتر خواهد بود

2.  افزايش آمار طلاق:  بر اساس يك يافته تحقيقاتي در آمريكا، زوج هايي كه قبل از ازدواج با يكديگرزندگي مي كنند، زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديدهاي روبه رو،و منجر به طلاق مي شود.به گزارش ايسنا،دكتر"كاترين كوهان"استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت:طبق آخرين تحقيقات افرادي كه قبل از ازدواج با يكديگر رابطه داشته اند،بعد از ازدواج در حل مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بد بينند.وي افزود: به نظر مي رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده اند سرد ومنجر به طلاق مي شود وي در پايان گفت:مي توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي شود.

          به طور كلي هر چه جامعه ما از فرهنگ اصيل اسلامي و هويت ملي خود دور

          وبه طرف  فرهنگ  بيگانه   برود  و تجملات  و تشريفات  و  مهريه ها زياد تر

          گردد، به دنبال آن روابط  نامشروع ودوستي هاي بين دختران وپسران بيشتر خواهد

           شد، وبه همان نسبت آمار طلاق وگسستن نظام خانواده بالا خواهد رفت.

3-    افت تحصيلي:دختر وپسري كه با هم دوست مي شوند،تمام فكر وحواس آنها اين خواهد بود كه بعد از هر ديداري مجددا  تماس تلفني و يا ملاقات حضوري داشته باشند.وجواني كه فكرش  متوجه جنس مخالف خود باشد،ديگر آمادگي براي درس خواندن ورشد علمي نخواهد داشت.زيرا تحصيل علم احتياج به تمركز حواس دارد، و جوانانيكه رابطه نامشروع دارند اگر چه مي خواهند  درس بخوانند اما بخاطر اضطراب وعد م تسلط بر افكار به محض يك لحظه غفلت، هوش و حواسشان متوجه جاي ديگري مي شود. بر همين اساس چنين افرادي در درس خواندن  موفق نخواهند  بود. لذا متصد يان امور علمي مدارس و دانشگاهها توصيه مي كنند، حتي ايام عقد ونامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه  دروس و امتحانات موفق شوند.

4- ترويج فرهنگ غربي: از آيات و روايات استنباط مي شود كه در اسلام چيزي به

    عنوان دوستي بين زنان ومردان نداريم. و اين مو.ضوعي است كه  متاسفانه

    در اثردوري از دين ومعنويت در جوامع غربي رايج شد .  و كساني كه در اين راه گام

     بر مي دارند، در واقع از يك طرف هويت ملي و ديني خود را از دست  

         مي دهند و از طرف ديگر به طور نا خود آگاه به فر هنگ غرب وبيگانه نزديك

          ميشوند. ونتيجه آن خواهد شد كه عفت و غيرت و مر دانگي دفن  مي گردد و

         در مقابل گناه وآلودگي آثار زشت اين دوستي ها افزايش خواهدد يافت و اگر جامعه

          اسلامي دست از فرهنگ و اصلت مذهبي وملي خود بكشد،لازمه ان ذلت

         وخواري وسقوط آن جامعه خواهد بود.

                                                    



یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387-4:2 قبل از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
عشق

از اونجاييكه تو اين زمونه يه جورايي عشق وعاشقي مد شده وكمترجووني پيدا ميشه از عشق حرف نزنه ومعمولا همه شكست خورده عشقند و غم جدايي آزارشون ميده، تصميم گرفتم اينبار مطلبم رودررابطه باعشق بزنم.

 اما اينطور نيست كه فقط مطلبي عاشقانه بنويسم . مي خوام نظر خواهي عمومي راه بندازم يعني يه جورايي بحث راه بندازم و نظر شما دوستاي عزيزم رو در رابطه با سوالات زير بدونم. بعد از اينكه نظراتتون رو نوشتيد

من اونا رو جمع بندي مي كنم وهمراه  با نظرات خودم ومطالبي كه از

كتابها جمع آوري كردم تو اپ بعديم ميزنم. اينجوري مي تونيم ازتجربيات همديگه استفاده كنيم .

 لطفا دوستاي گرامي به دقت به سوالات جواب بدين و تجربيات خودتون رو در اختیار ما بگذارید.در ضمن مشخص كنيدجوابتون مربوط به كدوم سواله وحتي الامكان به همه سوالات جواب بدين.

 ممنون از لطف همتون

1.     به نظر شما عشق واقعي و پاك چه جور عشقيه؟

2.     عشق قبل از ازدواج رو مي پسنديد يا بعد از ازدواج؟

3.     چرا همه فكر مي كنند عشقشون واقعيه اما بيشتر اون عشقا به جدايي ختم ميشه؟

4.     اونايي كه عشقشون به جدايي ختم شده چه كار بايد انجام بدند؟

5.     آيا براي زندگي عشق شرط اصلي زندگيه وبراي ازدواج حتما بايدطرفين عاشق هم باشن؟

6.     چند درصد از زندگي رو بايد عشق قرار بدهيم شخص شما چند درصد زندگيتون رو به عشق اختصاص دادين؟

 

 



دوشنبه پنجم فروردین 1387-8:44 بعد از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
تنهايي

بنام تنهاي تنها

تو اين مطلبم مي خوام شما رو با يكي از دوستانم كه مثل خواهرم هست آشنا كنم اين دوست اسمش باران هست كسيه  كه تو ي دوستي آخر معرفته

شايد من خيلي جاها توي دوستيمون كوتاهي كردم اما اون توي دوستي براي من هيچي كم نذاشته و توي شاديهاو غم ها با من بوده و اميدوارم بعد از

 اين هم باشه. هر چي از خصوصيات خوب  باران جون بگم باز هم كم گفتم از شانس خوب ما اين دوست خوبم دست به قلم خوبي داره و مطالب

 زيبايي مي نويسه اون روز كه مطالبش رو خوندم به دلم نشست و ازش خواستم كه بهمون افتخار بده و اجازه بده كه مطالبش رو تو وبلاگم بزنم

 اون هم بزگواري كرد و خواسته منو پذيرفت وقرار شد كه توي اين وبلاگ با ما همراه باشه و مطالبش تو اين وبلاگ زده بشه.  اميدوارم شما

  دوستاي گلم هم با خوندن مطالباش به اندازه من لذت ببريد.

 

تنهايي بهانه ايست براي گريستن ...............

واژه اي براي گم شدن در هق هق سينه اي سنگين از بغض بيوفايي

تنهائي را بپاس بودن با تو ديوانه وار دوست دا رم .

تو را درخلوتم بنام اشک فرياد ميزنم ......تورا  با هق هق گلويم ياد  مي کنم .

تو را در سکوتم تنهاي تنها براي خودم ميدانم .

اگر تنهايي................. چشمهاي خيس ؛ گونه هاي صبور ..

.ونگاه پرفرياد مرا نمي بيني پس لحظه اي به

 صداي خسته آرام وتهي از رياي من گوش کن نميدانم آنقدر دوستم  داري که فرياد بي کلامم را

مي شنوي يا نه ......روزگاريست که بايد بغضت را باهق هق شبانه ياد کني ؛

 فريادهايت را در سکوتي تلخ  خفه کني...........

آري بايد در اين زمان آرام ماند  ... .

آرام ديد .....وخيلي آرامتر دوست داشت . 

 ..........آري بايد تنها مرد تنهاي تنها ........

چه زيباست بي تو مردن ...و چه تلخ است بي تو ادامه دادن  ...

 

 



دوشنبه بیستم اسفند 1386-0:37 قبل از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
فرهنگ غني

     راستش من ديروزمطلب جديد رو آپ كردم اما ديشب اتفاقي افتاد كه

گوياي فرهنگ بالاي مردم بود دلم نيومد اين اتفاق رو توي وبلاگم نزنم .به

 مناسبت اربعين حسيني قرارشد مداح محترمي به شهرمون بياد و مراسمي

 رو براي  عزاداري امام حسين داشته باشند وما خوشحال از شركت درمراسم

 عزاداري امام حسين 2ساعت زودتر از موعد به محل مراسم رفتيم ولحظه شماري

 مي كرديم براي رسيدن ايشون تا اينكه ايشون تشريف اوردن چشمتون روز بد نبينه

چنان اقايون محترم هجوم اوردن(كه اصلا دوست ندارم بگم مثل چي) كه ايشون

 راهي براي اومدن به جايگاه نداشت اما قضيه به اينجا خاتمه نيافت بعد ار چند لحظه اي

مداحي چنان سر و صدايي بين اقايون برپا شد كه  كه هر چي داد مي زدند سكوت رو رعايت كنيد تاثيري نداشت اخه معني سكوت رو نمي فهميدند.الحق دست هر چي زن جماعت رو از پشت بستند وآنچنان بستند كه خاطره اون تامدتها تو ذهن مردم جا مي مونه. اين اقايون محترم به جاي سينه زني در عزاي امام حسين موبايلاشون رو گرفته بودند بالا و فيلم مي گرفتند مثل كساييكه پشت كوه زندگي كردند تا اينكه مداح محترم نيمه كاره مراسم رو رها كرد ورفتند وما هم دست از پا درازتر به خونه هامون برگشتيم اما بين راه چيزاي جالب ديگه هم ديديم اقايون مثل كسايي كه تشريف اوردن سينما خيره به خانومها و فيض مي بردند وعده اي هم گروه گروه دور هم جمع شده بودند وفيلم هايي كه از اين گل كاشتشون گرفته بودند نگاه مي كردند

اما علت اين كارايي كه نشون گر فرهنگ  والاي انهاست چي بود

1-   عده اي مي گفتند تقصير دانشجوهاست(وچقدر مظلوميم ما دانشجويان)

2-   عدهاي مي گفتند دست امريكا در كاره

اما اخرش علت اصلي رو نفهميديم

نظر شما دوست عزيز در مورد علت اين اتفاق چيست؟

آيا اين جامعه نياز به فرهنگ سازي نداره؟

اما اون تعداد افراد معدودي كه نزاكت و فرهنگ رو درك ميكنند چه كاري از دستشون بر مياد ايا بايد بسوزند و بسازند؟

 

من به نيابت از همشهريام از اون مداح محترم به خاطر اين اتفاق

 رسما عذر خواهي مي كنم.

     انشا الله كه اين مسأله بخاطر اشتياق و محبت به اهل بيت بوده 

     باشه ونه چيز ديگه اي       



جمعه دهم اسفند 1386-5:53 قبل از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
يا حسينا مددي

 

 

چه قشنگه عاشقانه گريستن براي حسين(ع) ودل را صيقلي دادن از هر گناهي و

رسيدن به او ج زيبايي؛ چه قشنگه كه ناله هاي تو با اون دختر سه ساله اي همراه

بشه كه سر بريده ي پدرش رو ديدواين يعني عشق، عشقي سرشار از پاكي،همون

عشق باعث شد كه حسين جونش روبده وبه وصال معشوقش برسه.اين عشق آسموني،

عشق هاي پاك زميني رو بهش هديه داده بود حسين(ع) اين عشق و عاطفه رو واين

 احساس پاك رواز كوچيكي و توي رفتار زهرا(س) وعلي(ع) به خوبي حس كرده بود.

چه عاشقانه زيستن اين دو بزرگوار. 

 پرور دگارا! به ما  عشق هاي پاكي همچون ،عشق زهرا(س) وعلي(ع) ارزاني فرما .

 

آمين يا رب العالمين

اربعين حسيني رو به تمام عاشقان حسين تسليت مي گم



پنجشنبه نهم اسفند 1386-1:59 قبل از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
اگه یه روز

 اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد

خبرم كن بهت قول نمي دم كه مي خندونمت ولي مي تونم باهات بگريم

اگه يه روز خواستي در بري حتما خبرم كن

قول نمي دم كه ازت بخوام وايسي ولي مي تونم باهات بدوم

اگه يه روز نخواستي به حرفاي كسي گوش كني

خبرم كن قول مي دم خيلي ساكت باشم اما...

اگه يه روز سراغمو گرفتي و خبري نشد

به ديدنم بيا احتمالا بهت احتياج دارم....

 



شنبه چهارم اسفند 1386-6:1 قبل از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
وبلاگ من

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

سلام؛سلامي به زيبايي گلهاي بهاري

 

من كتايون دانشجوي كامپيوتر هستم كه به جمع وبلاگ نويسان در تاريخ

28/11/1386 پيوستم. قبل از هر چيزاز دوست خيلي خوبم شقايق جون كه دختر خيلي گل ودوست داشتني هست ومن هم خيلي دوسش دارم، تشكر كنم كه منو توساخت اين وبلاگ كمك كرد وبه پاس اين زحماتش اولين لينك رو وبلاگ اون ميزنم.

 

واما اصل مطلب وچرا من تصميم به ساخت اين وبلاگ گرفتم.راستش حس كردم مي تونم توي اين دنياي مجازي اينترنت با ساخت وبلاگ حرفاي دلم وشعرايي كه كم و بيش خودم ميگم رو تواين وبلاگ بنويسم ،هم يه جورايي با گفتن اين مطالب احساس آرامش وسبكي بكنم وهم با دوستاي خوبم چه اونايي كه آشناهستم وچه اوناييكه قراره باهاشون آشنا بشم ارتباط داشته باشم هم من از شما دوستاي خوبم كمك بگيرم( با انتقادات وپيشنهادات) وهم از اين حقير اگر كمكي بر بياد انجام بدم وبتونيم يه جمع خيلي  دوستانه اي داشته باشيم.

 

اما توضيحي درمورد اسم وبلاگم بدم(حقيقت تنهايي)كه اين اسم رو ازشعري كه توي اولين مطلبم نوشتم، گرفتم.اين شعر اونقدرزيبا وپر مفهوم بود كه حيفم اومد وبلاگم رو با اين شعر شروع نكنم. حقيقت تنهايي يعني خدا وتنهايي بهانه اي است براي با خدا بودن ودل به او دادن و سر مست از عشق خدا شدن. به همين دليل بر خلاف نظر دوستم كه گفت اولين مطلب رودرمورد وبلاگت بنويس با اين شعر زيبا شروع كردم وبا اين شعرم از خدا خوا ستم كه توي ساخت وبلاگ مثل بقيه كارايي كه بهم كمك كرده ، كمكم كنه وتنهام نذاره ( انشا الله ) .

 

مطلب ديگه درمورد مطالب وبلاگ هست كه تصميم گرفتم تمام مطالبم حتي الامكان   از خودم باشه پس لطفا دوستاي خوبم جانب امانت رو رعايت كنند ونبينم كه مطالب من توي يه وبلاگ ديگه  وبه اسم خودشون ثبت كردند. 

 

در آخر از شما دوستاي گلم مي خوام كه حتما نظر بديد وبا نظرات وپيشنهادات وانتقادات خودتون مارو سر افراز كنيد. در كنار تعريفايي كه مي كنيد ( البته مطالب من جاي تعريف هم داره) انتقاد هم در جهت پيشرفت و ارتقا اين وبلاگ هم  كنيد ( البته مؤدبانه )انتقاداتتون رو به ديده ي منت مي گذارم وبا كمال ميل از اين انتقادات استقبال مي كنم و حتي الامكان اونا رو بكار مي گيرم. همه جور نظرات پذيرفته ميشه اما هيچ گاه نگيد كه در وبلاگت رو ببند چون به هيچ عنوان اين كارو نمي كنم در واقع يا كاري رو شروع نمي كنم يا اگر شروع كردم به اين ساد گيها كوتاه نميام پس اينجور نظرات رو بهتره نديد چون من براشون اهميتي قايل نيستم (با عرض شرمند  گي )

 

در نهايت تاكيد مي كنم كه نظرات شما مايه افتخار ماست.

 

از همه همراهان گلم تشكر ميكنم سبز و خرم باشيد



سه شنبه سی ام بهمن 1386-5:56 قبل از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته
یا حق

 حقيقت تنهايي تويي

سپاس تو را

كه به هر انساني

سپري از تنهايي بخشيده اي تا هر گز فراموشت نكند

حقيقت تنهايي تويي

وفقط نام تو اين تنهايي را  راهنماست

پس تنهايي ام را نيرو بخش

زيرا با نام تواين انزوا شفا مي يابد

با نام تو  كه فراتر از هرآرامشي است كه در جهان

مي شناسم

تنها با نام تو مي توانم در برابر تند باد زمان

ايستادگي را

آري وقتي اين تنهايي در تو و از توست مي توانم گناهم را

به دست بخشندگي تو بسپارم

 



یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386-3:19 قبل از ظهر |   | کتایون | گروه  |لینک به نوشته